ميرزا شمس بخارايى

240

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

ندر محمّد خان اشترخانى شمرده مىشد . محمود ولى بلخى - مورخ روزگار او - تنها كسى است كه از آب و هواى خلم و اساطير باستانى رايج در روزگار خويش ، در مورد شهر چنين سخن گفته است : « خلم از شهرهاى ربع بلخ است و از اقليم چهارم . آبش از جبال ايبك و آن حدود مىآيد و باغ و بستان در آن كمتر است و غله‌اش خوب مىشود و از او تا جيحون شش فرسخ است و بر شمالى آن ( خلم ) جارى است و در شرقى آن ، كوهى است موسوم به شمر و در آن كوه مفازه‌اى است كه بادى در غايت شدّت از آن بيرون مىآيد و آن باد تا اقاصى قلمرو بلخ كه به جانب غربى واقع است ، مىرسد و او را باد خلم مىگويند و در بعضى تواريخ به نظر در آمده كه فرعون و وزيرش هامان از خلم‌اند . و اعظم قصباتش « ينقى كينت » و « ينقى اريغ » است و در آن ملك شكارگاهى بزرگ است كه آن را شمر مىگويند و آن قورق حضرت خلافت رتبت ( ندر محمّد ) است و در نواحى آن يورتگاه اعراب است ، بدان سبب ، مسالك آن بىشايبهء مخاطره نيست و پيوسته جمعى از سپاه به حفظ طرق آن حدود مقرّرند » . بحر الاسرار فى معرفة الاخيار ، ج 1 / 123 ، همان كتاب : مجلهء آريانا ، س 32 ، ش 2 / 100 ، 101 . خلم تا سدهء 18 م ، از نظر اقتصادى پا به پاى ديگر شهرهاى شمال افغانستان از مراكز بازرگانى شمرده مىشد . در اين محلّ كاروانهاى هندوستان ، كابل ، بخارا ، هرات و بدخشان به هم مىپيوستند . در سدهء 19 م ، شهر خلم در معرض تاخت و تاز قبايل بيابانگرد قرار داشت . احمد شاه درّانى بنيانگذار دولت درّانيه ، در سال 1182 ه . / 1739 م ، شورشيان را سركوب كرد و درياى آمو به عنوان مرز ميان دولت درّانيه و سرزمين شاه مردا - امير بخارا - تعيين شد . در همان ايّام ، وزير شاه ولى خان به دستور احمد شاه لشكرگاهى را در تاشقرغان بنياد نهاد ( 1165 - 1175 ه . ق ) و مركز حكومت را به آنجا منتقل كرد و پس از اين جا به جايى از اهميّت خلم كاسته شد . سراج التواريخ ، ج 1 / 27 ، 28 ؛ سلطنت كابل ، ج 2 / 172 ، 177 ؛ تيمور شاه درّانى ، ج 2 / 586 ، 589 ؛ امپراتورى درّانيان / 19 . تاشقرغان جانشينان احمد شاه درّانى و پس از آن دودمان محمّدزائى نتوانستند سرزمين پهناور درّانيه را حفظ كنند ؛ ديرى نگذشت كه سرزمينهاى شمال افغانستان بار ديگر به